
xa0 طوبی توئی و داد خدا برگ و برت را دیدندخلایق همه باغxa0 ثمرت را xa0 کوثر شدی و چشم و چراغ دل بابا حقا که خدا کرد اجابت پدرت را xa0 ای نور نهم، پاک تر از چشمه ی خورشید افلاک ستودندسجود سحرت را xa0 هم از کرمت حاتم طائی متعجب هم آنکه ندیده است کسی بسته درت را xa0 در هیئت نابالغ و در اوج بلاغت انگشت به دندان همه علم و هنرت را xa0 هر کس که غلام تو شود هست "موفق" هر کس که کند جلب به سویش نظرت را xa0 می خواست به پایان ببرد کار پدر را خون کرد اگر دختر مأمون جگرت را xa0 مرغان به طواف بدنت آمده بودند ...
ادامه مطلب