یا علی ای نهایت عرفان
ذکر تسبیح شاه و درویشان
هم مرید رسول آخر عشق
هم مراد ابوذر و سلمان
از تو دریای طبع می جوشد
کرده آتشفشان دل طغیان
طوطی قلب من به یاد نجف
نیست در اختیار بازرگان
واژه ها لنگ می زنند چرا
حرف حیدر که می رسد به میان
بعد نام خدا و پبغمبر
ذکر نام تو اعتبار اذان
پسر کعبه ،خانه زاد خدا
نقطه ثقل عالم امکان
ای امام جماعتی که به تو
اقتدا می کند امام زمان
فضل تو روشن است چون خورشید
مدح تو آمده است در قرآن
نسزد نام پاک مولی را
بی وضو آورد کسی به زبان
هر چه فرزند داشتی گل کرد
خانه ات خانه بود یا گلدان
پسران تو سرو و شمشادند
دختران تو لوءلوء و مرجان
واژه ها لال چهره ات هستند
شعر وصف شماست بی پایان
جای دارد که از ملاحت تو
ببرد دست یوسف کنعان
اختیار تمام داری تو
روز تقسیم آذر و رضوان
وه که در جنگهای طوفانی
شیرها از شجاعتت حیران
کوه هم در نبرد ویارو
از شکوه تو می شود نگران
خشم موساست در تو وقت نبرد
هر دو هستید زاده ی عمران
آهن داغ را نشان دادی
در جواب توقع خویشان
گاه از فضل بی حساب و کتاب
خوب گفتند از تو بد خواهان
گاه از روی اشتباه تورا
خلق دادند نسبت سبحان
تو همانی که در خطر بودی
بر رسول خدا بلا گردان
غرق عشقی چنان که مرد طبیب
در نماز از تو می کشد پیکان
دشمنان از تو ناامید شدند
می کشیدند هر چه خط و نشان
هر که نام تو را نمی فهمد
طی کند عمر خویش در بطلان
زندگی بی تو غرق دلشوره است
قبر با یاد تو ست امن و امان
منتی کرده شیعه ام و رنه
ما کجا و محبت ایشان
راه رفتی میان خوف و رجا
کوه تو حید و چشمه ی حیوان
افتخاری است نوکرت بودن
السلام علیک یا سلطان
از مقام رفیع تو دشمن
می زند دایما به تو بهتان
ای که لبخند تو رضای خداست
بندگی را کمی به ما بچشان
بغض های تو را کسی نشنید
گریه هایت همیشه در باران
مردم بی خرد نمی فهمند
حرفهای تو را امیر بیان
خنده هایت برای مردم بود
بغض هایت برای نخلستان
شاه شبگرد هستی و داری
نیمه شبها به پشت خود انبان
خار در چشم و استخوان به گلو
چه کشیدی زدست بی خردان
چه کشیدی تو ای پرنده ی عشق
روزهایی که کوفه شد زندان
روزهای مدینه بدتر بود
روزهایی که رفت تا هجران
یوسف کوفه سر به چاه مبر
می رسد وصل یاردر رمضان
روزهایی که فزت می گویی
روزهایی که میروی به جنان
می رسد لحظه ای که قاتل تو
بر سرت می کند حنابندان
نفسی هم سلام ما برسان
پیش احمدکه می شوی مهمان
شعر دیگر جواب مساله نیست
آه مداح عشق روضه بخوان
نام تو اسم اعظم است علی
معنی هر دو عالم است علی
باب الجواد راه رسیدن به بندگی است...