
xa0 xa0 خواهر شده ای خواهر خوشنام برادر دلواپس آغاز و سرانجام برادر xa0 پشت سر او بار سفر بستی و رفتی تا بوسه زنی بر رد گام برادر xa0 مادر نشدی دختر معصومه بابا ماندی همه ی عمر دل آرام برادر xa0 قربان برادر شود...
ادامه مطلب
xa0 اگر چه از ستم جای شما در کنج زندان است ولی گل می کند بی شک هر آنجاییکه باران است xa0 کجا ققنوس را خفاش در زنجیر بتواند. اسیر مهربانی های تو دربند و دربان است xa0 چه زندانی که مسجد شد از اینکه همدمت هر شب مناجات و دعا و سجده و تسبیح و قرآن است xa0 به وقت خشم می بخشی چنان تو کاظم الغیظی که ایوب از صبوریهات بی اندازه حیران است xa0 هنوز از کاظمین ات بوی دود و آه می اید همان جایی که از داغ شما سر در گریبان است xa0 دلم تنگ ضریح توست هنگام خطر حتی برای دیدن صحن شما جان نیز ارزان است xa0 تمام آرزو ...
ادامه مطلب